|
ღدریچه امیدღ ღ•*•ღاین در خانهی مهر است که باز ست هنوز...
|
خیلی رفیق بودیم بیشتر از آنچه فکرش را بکنیم منکه دیگر معروف شده بودم به"رفیق امام صادق ع!". با رفیقم میآمدم... تا آن روز که مثل همیشه با رفیقم رفته بودیم بازار وسط های بازار که برگشتم تا به غلامم بگویم... که دیدم نیست. چند متر عقبتر مانده بود و داشت مغازهها را نگاه میکرد.گذشتیم. جلوتر باز برگشتم؛ باز هم نبود.برای بار سوم، باز رد شدیم و باز برگشتم وباز نبود. بار چهارم که پیدایش شد؛ سرش داد کشیدم: -کجایی مادر فلان؟! صدای برخورد کف دست رفیقم با پیشانی اش مرا به خود آورد. -سبحان الله! به مادرش نسبت کار زشت میدهی؟ مرابگو که خیال کردم تقوا داری! دستپاچه شدم؛ گفتم: -اینها خانوادگی سندی بوده اند و نامسلمان. مادرش مسلمان نبوده که تهمت زده باشم. -مادرش کافر بوده که بوده. بالاخره طبق سنت خودشان ازدواج کردهاند. آمدم با عذرخواهی سرو ته ماجرا را جمع کنم که جملهی تلخ رفیقم کار را تمام کرد: -دیگر از من دور شو. عذر خواهیم سودی نداشت. بازار کفش دوزها آخرین جا بود. حالا شده بودم دوستدار ممنوع الرفاقت امام صادق ع... پ.ن: آقا منم ممنوع الرفاقتم؟ منم عذر خواهیم سودی نداشت؟ آقا نکنه به منم گفتی از من دور شو؟؟؟ پ.ن2: التماس دعای فرج. پ.ن3: منبع: داستان راستان در 80 دقیقه از سری کتابهای دانشجو. برچسب ها: داستان راستان در 80 دقیقه، رفیق سابق، دوست دار ممنوع الرفاقت، داستان راستان، خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست؟؟؟ طبقه بندی: عارفانه، عاشقانه، برچسب ها: خبرت هست که بی روی تو ارامم نیست؟، امام زمان عج، غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد از شما دور شدن ، زار شدن هم دارد هر که از چشم بیفتاد محلش ندهند عبد آلوده شده خوار شدن هم دارد عیب از ماست که هر صبح نمی بینیمت چشم بیمار شده تار شدن هم دارد همه با درد به دنبال طبیبی هستیم دوری از کوی تو بیمار شدن هم دارد ای طبیب همه انگار دلت با ما نیست بد شدن حس دل آزار شدن هم دارد انقدر حرف در این سینه ما جمع شده این همه عقده تلنبار شدن هم دارد از کریمان فقرا جود و کرم میخواهند لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد نکند منتظر مردن مایی آقا؟؟ این بدی مانع بیدار شدن هم دارد ما اسیریم، اسیر غم دنیا هستیم غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد پ.ن1:شعر
و شعر خوانی از میثم مطیعیه که فایل صوتیش رو هم براتون گذاشتم خیلی با احساس میخونه. پ.ن2: حالم اصلا خوب نیست، تا بعد بهتر میشوم.... پ.ن3: ای طبیب همه انگار دلت با ما نیست... طبقه بندی: عارفانه، عاشقانه، آقام میخواد...، برچسب ها: میثم مطیعی، مطیعی، شعر خوانی میثم مطیعی، شعر میثم مطیعی، غفبل از یار گرفتار شدن هم دارد، غفلت از یار، غفلت، هم دارد، دانلود فایل صوتی میثم مطیعی، دانلود شعر خوانی میثم مطیعی، دریچه امید، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، عارفانه، تنهایی های با هم، حدیث، حدیث خونه دریچه امید، حدیث خونه، شعر، شعر زیبا، شعره قشنگ، شعر ناب، خدا، عاشقانه های تک، مطالب قشنگ، دریچه، امید، مطالب زیبا، مطالب جالب، این در خانه مهرست که بازست هنوز، موضوعات زیبا، موضوعات جالب، اشعار ناب، اشعارعاشقانه زیبا، lovem، daricheomid، خیلی زیبا، عاشق، عشق، عزیز، تنهایی، کلام دوست، حدیث عاشقانه، حدیث قدسی، قرآن، کلام حضرت دوست، کلام خدا، پیامک های جالب، زیبا، قشنگ، مهرزاد، عاشقانه ها، عارفانه ها، عارفانه های زیبا، عاشقانه های غمگین، غمکده، عارفانه های غمگین، غم، غربت، غروب، تنها، خسته شده ایم ![]() کارگر خسته یک سکه از جلیقه کهنه اش در آورد تا صدقه دهد
ناگهان جمله ای را روی صندوق دید و منصرف شد . . صدقه عمر را زیاد می کند ..... طبقه بندی: متفرقه، برچسب ها: دریچه امید، عاشقانه، عاشقانه های زیبا، عارفانه، تنهایی های با هم، حدیث، حدیث خونه دریچه امید، حدیث خونه، شعر، شعر زیبا، شعره قشنگ، شعر ناب، خدا، عاشقانه های تک، مطالب قشنگ، دریچه، امید، مطالب زیبا، مطالب جالب، این در خانه مهرست که بازست هنوز، موضوعات زیبا، موضوعات جالب، اشعار ناب، اشعارعاشقانه زیبا، lovem، daricheomid، خیلی زیبا، عاشق، عشق، عزیز، تنهایی، کلام دوست، حدیث عاشقانه، حدیث قدسی، قرآن، کلام حضرت دوست، کلام خدا، پیامک های جالب، زیبا، قشنگ، مهرزاد، عاشقانه ها، عارفانه ها، عارفانه های زیبا، عاشقانه های غمگین، غمکده، عارفانه های غمگین، غم، غربت، غروب، تنها، ![]() شعر خوانی حمید برقعی در مورد كربلا تصویری 3gp حجم 2.8 mg لینك غیر مستقیم + پخش آنلاین لینك دوم فایل صوتی حجم 4.5 mg لینك غیر مستقیم لینك دوم برچسب ها: حمید برقعی، شعر خوانی حمید برقعی در مورد كربلا، كربلا، شعر خوانی حمید برقعی، برقعی، ![]() «بودن یا نبودن؟ مساله اینست...» که نمیدانیم هستی؟ یا نیستی؟ پ.ن: به یاد جاوید الاثر حاج احمد متوسلیان برچسب ها: حاج احمدمتوسلیان، متوسلیان، حاج احمد، دفاع مقدس، جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان، چرا هنگامی که سختی (و عذاب) ما به آنان رسید، (تضرع نکردند و) تسلیم نشدند؟! بلکه دلهای آنها قساوت پیدا کرد؛ و شیطان آنچه را انجام می دادند در نظرشان زینت داد. (آری) هنگامی که انچه را به آنها یادآوری شده بود فراموش کردند، درهای همه چیز (از نعمتها) را به روی آنها گشودیم؛ تا (کاملاً) به آن خوشحال شدند (و دل بستند)؛ ناگهان آنها را گرفتیم (و سخت مجازات کردیم)؛ در این هنگام، همگی مأیوس شدند؛ (و درهای امید به روی آنها بسته شد.) انعام/43و44 پ.ن: حرفی ندارم همه چیز کاملا روشنه. طبقه بندی: کلام دوست، عارفانه، برچسب ها: یک ایه، انعام 43، انعام44، بعضیها دوست دارن مثل حبیب باشن از بچهگی عاشق و دلداده! . . بعضیها دوست دارن مثل زهیر باشن، با یك نگاه ...! . . اما بعضیها دلشون میخواد حر باشن، دست خالی، سر به زیر، چشمهای گریون، پشیمون...! . . تو چی؟ طبقه بندی: عارفانه، |
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |